خرید بک لینک
دم رفتن.................................................................. هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشدوقتی رفتم کسی غصش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دل من میخواست تلافی بکنه پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد پس چشه هیچ کسی عاشقم نکردوقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود اگه شب میرفتم و خورشید نبود آسمون خوب میدونم مهتابی بوددم رفتن کسی گفت سفر بخیر که واسم غریب و نا شناخته بود اما اون وقتی رسید که قلب من هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 16:36

من که هستیم رو به تو ، یکسره باختم سیل اشکم رو یه عمریه که من ، از همه پنهون کردمدل ویرون شده رو سوزوندم و ، دوباره ویرون کردممردم و زنده کردم ، تا که رو قلبم پا گذاشتماز دل دیوونه ام ، مهرتو بیرون کردممن برم یا که تو بری ، فرقی به حالمون ندارهعشق با ترحّمم ، ره به خیالمون ندارهمن که هستیم رو به تو ، یکسره باختممی دونستم که فریبم میدی امّا ، با تو ساختمبه کنارم بودی امّا همیشه ، فاصله داشتیموقتی از کی غم ناباوری اومد ، به سراغممن برم یا که تو بری ، فرقی به حالمون ندارهعشق با ترحّمم ، ره به خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 16:36

    رفتی و بی تو همه روز و شبم تاره دیگه نمیشه باور من رفتی با دلدار دیگه به تو دل داده بودم وای که چقدر ساده بودم همه ی هستیمو من پای چشات داده بودم آخر قصه ی ما متم و اندوه و غمه همه ی عمرمو من گریه کنم بی تو کمه   ای خدا بسه دیگه آه شده دل خسته دیگه دیگه طاقت ندارم دست به دعا بسه دیگه   چی شد اون عشق زلالت که به من داده بودی تو که سنگدل نبودی ای گل من ساده بودی خدا اون بالا میبینه که دلم زاره دیگه نگو رفتی پی عشق و دلدار دیگه آخر قصه ما متم و اندوه و غمه همه ی عمرمو من گریه کنم بی تو کمه   ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1404 ساعت: 16:16

سیل اشکم رو یه عمریه که من ، از همه پنهون کردمدل ویرون شده رو سوزوندم و ، دوباره ویرون کردممردم و زنده کردم ، تا که رو قلبم پا گذاشتماز دل دیوونه ام ، مهرتو بیرون کردممن برم یا که تو بری ، فرقی به حالمون ندارهعشق با ترحّمم ، ره به خیالمون ندارهمن که هستیم رو به تو ، یکسره باختممی دونستم که فریبم میدی امّا ، با تو ساختمبه کنارم بودی امّا همیشه ، فاصله داشتیموقتی از کی غم ناباوری اومد ، به سراغممن برم یا که تو بری ، فرقی به حالمون ندارهعشق با ترحّمم ، ره به خیالمون ندارهگذر ابر بهار ، طاقت پاییز رو ندارهدل آسوده خیال ، نقش غم انگیز رو ندارهآبشاری که روان مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 4:18

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع در میان آتش سوزنده جای خواب نیست مردم چشمم فروماندهست در دریای اشک مور را پای رهایی از دل گرداب نیست خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق ادامه مطلب

برچسب: ساغرم شکست ای ساقی,ساغر,ساغر شکوری,ساغر کثیری,ساغر عزیزی,ساغر فرهادی,ساغر گرامی,ساغرم شکستی ساقی,ساغر چت,ساغر كثيري, نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 22:25

هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی غصش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دل من میخواست تلافی بکنه پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد وقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود اگه شب میرفتم و خورشید نبود آسمون خوب میدونم مهتابی بود دم رفتن کسی گفت سفر بخیر که واسم غریب و نا شناخته بود اما اون وقتی رسید که قلب من همه آرزوهاشو باخته بود چهره هیچ کسی پژمرده نبود گلا اما همه پژمرده بودن کسائیکه واسشون مهم بودم همه شاید یه جوری مرده بودن.... ادامه مطلب

برچسب: دم رفتن مهستی,دم رفتن نگاهم کن,دم رفتن,دم رفتن بیا بردار,دم رفتن نباید گریه کنی,حلالم كن دم رفتن,شهریارا دم رفتن,جملات دم رفتن,ناراحتت دم رفتن,حلالم کن دم رفتن, نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 22:25

افسوس که به وقت مرگ هم، ناز اجل باید کشید...

برچسب: تمام,تمام بليق,تمام سلام,تمامیت ارضی,تمام translate,تماما مخصوص,تمام القمر,تمام دنیا یک طرف,تمام ناتمام من,تمام خواننده های افغانی, نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 22:25

حرف های ما هنوز ناتمام همیشه پیش از آنکه فکر کنی لحظه عزیمت تو نا گزیر می شود ای دریغ و حسرت همیشگی...... ناگهان چقدر زود میشود...... آه افسوس که با افسوس گذشت.. ادامه مطلب

برچسب: هوالباقی,هوالباقی یعنی چه,هوالباقی لایه باز,هوالباقی چیست,فونت هوالباقی,طرح هوالباقی,متن هوالباقی,عکس هوالباقی,معنی هوالباقی,معنای هوالباقی, نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 22:25

خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خدادامه مطلب

برچسب: nc lottery,ncsecu,ncaa football,ncis,ncaa baseball,ncis season 14,nc dmv,ncl,ncis cast,ncaa, نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 22:25

# باز تنهایی

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 22:25

صفحه بندی